9. دى 1397 - 11:09   |   کد مطلب: 298553
سراب روانسر: کارگر قطع نخاعی بوکانی گفت: پزشکان وعده بهبودی و درمان ضایعه نخاعی من را داده اند، اما مشکلات مالی مانع از روند درمانم شده است.

به گزارش سراب روانسر،  به نقل از کردپرس، «کمال محبی» کارگر بوکانی 5 سال پیش در کرکوک اقلیم کردستان عراق، طی یک حادثه کاری از داربست به زمین افتاد و دچار ضایعه نخاع شد، اما دو سالی است که پاهایش جان گرفته اند و امید دور انداختن ویلچر و سر پا ایستادن در او زنده شده است. اما این رویا زمانی محقق می شود که او بتواند حق و حقوقش را از کارفرمای عراقی بگیرد.

جواب سر بالای کنسولگری ایران در عراق به کارگر بوکانی

این کارگر پر انگیزه بوکانی، به خبرنگار کردپرس می‌گوید؛ بعد از ۴ سال هنوز نتوانسته ام حق و حقوق خود را از کارفرمایم در عراق دریافت کنم و در آنجا مرا قربانی سیاسی بازی های خود کرده‌اند. نگران وضعیت جسمی خودم هستم چرا که مراحل درمان هر چه زودتر شروع شود بهتر نتیجه خواهد داد.

محبی می‌گوید؛ دو سال پیش نیز برای دریافت حقوقم با ویلچر از بوکان به اقلیم کردستان عراق رفتم و به کنسولگری ایران در سلیمانیه مراجعه کردم اما بعد از چند ساعت معطلی جوابی که به من داده شد این بود که؛ «آقای محبی شما چگونه برای کار کردن به عراق آمده به همین شیوه نیز بروید و حق و حقوقتان را بگیرید؟!».

کمپین یک هزار و 500 امضایی و بهانه تراشی مسئولان اقلیم کردستان عراق

او ادامه می دهد؛ امسال نیز با راه اندازی کمپینی با همکاری فعالان مدنی، توانستم یک هزار و ۵۰۰ امضا از فعالان سیاسی، مدنی، هنری و ادبی کردستان ایران را جمع‌آوری کنم و به مقامات حکومت اقلیم کردستان تحویل دهم تا زودتر به خواسته هایم رسیدگی کنند، اما مسئولان اداری شهر هولیر به من اطلاع دادند که باید جهت طی مراحل اداری به بغداد بروم و از آنجا نسبت به کارفرمای کرکوکی شکایت خود را مطرح کنم زیرا مسائل اداری کرکوک دیگر ارتباطی با ما ندارد.

محبی بیان می کند؛ ناچاراً امضاهای جمع آوری شده یک هزار و پانصد نفر و نامه درخواست خود را از طریق واسطه به مقامات بالای حکومت اقلیم کردستان تحویل دادم اما متاسفانه جوابی که در نهایت بعد از این همه تلاش دریافت کردم این بود که حکومت اقلیم کردستان در حال حاضر مشغول تعیین کابینه حکومت اقلیم کردستان هستند و بعد از تعیین کابینه به درخواست من رسیدگی خواهد شد. من احساس می کنم که تمامی این بهانه ها جهت رد درخواست من در رسیدن به حق و حقوق خودم است به هرحال منتظرم تا با گذشته موعد مقرر شده در دو ماه بتوانم پاسخی منطقی از مسئولان حکومت اقلیم کردستان دریافت کنم.

هزینه های رفت و آمد از ایران به عراق افزایش یافته است/ در کشور، تنها بیت رهبری پاسخگو بود

او با اشاره به هزینه های بالای سفر به عراق می گوید؛ هزینه اخذ ویزای عراق و به جان خریدن خطرات احتمالی شهر ناامن بغداد من را برای رفتن به این شهر و پی گرفتن مراحل اداری شکایت منصرف ساخته است.هر بار که جهت پیگیری شکایت به اقلیم کردستان مراجعه می‌کنم هزینه زیادی را باید در دو طرف مرز بپردازم و با هر بار رفتن به اقلیم کردستان حق عوارض خروج از کشور در ایران ۵۰ درصد اضافه می‌شود و اگر این بار قصد مراجعه به اقلیم کردستان را داشته باشم باید ۴۴۰ هزار تومان عوارض خروج از کشور را باید پرداخت کنم. در آن سوی مرز نیز250  هزار دینار دریافت می‌کنند که پرداخت این هزینه ها در کنار هزینه های جانبی کرایه اتوبوس و هتل برای اقامت برای من به عنوان یک کارگر قطع نخاعی بسیار مشکل است.

او عملکرد بهزیستی بوکان را در خصوص رفع مشکلاتش بسیار ضعیف می داند و بیان می کند؛ من در ایران از بیت رهبری گرفته تا نهاد ریاست جمهوری، وزارت کار، وزارت خارجه، استانداری، فرمانداری، نماینده شهر و شورای شهر بوکان درخواست خود را ارائه داده ام اما تنها جایی که به من پاسخ داد، بیت رهبری بود، که من را به وزارت خارجه معرفی کردند و وزارت خارجه نیز طی تماس با بنده اعلام کردند که مدارک خود را باید برای آنها ارسال کنم تا از طریق نمایندگی خود در ارومیه پیگیر کار من باشند.

این کارگر بوکانی ادامه می دهد؛ بعد از دو هفته از وزارت خارجه اعلام کردند که باید به عراق بروم و شکایت خود را دوباره مطرح کنم. وزارت خارجه اعلام کرد که ما برای شما وکیلی تعیین می‌کنیم تا به کارهایتان رسیدگی کند اما هزینه پرداخت حقه الزحمه وکیل بر عهده شخص شماست که من توان پرداخت حقوق وکیل را نداشتم.  

او تاکید می کند؛ در حال حاضر با زخم‌ بستر سنگینی روبرو شده‌ ام و در تامین هزینه های درمان آن درمانده ام، یک عدد پماد با قیمت ۱۲۰ هزار تومان برای من از ارومیه ارسال شده است که تنها کفاف پنج دفعه مصرف را می کند. چه برسد به اینکه بخواهم وکیلی بین المللی برای رسیدگی به کارهایم بگیرم. هر چند با وکلایی نیز صحبت کرده ام اما آنها خواهان پرداخت حداقل یک سوم یا دو سوم پول قبل از آغاز به کار شده اند که من توان پرداخت آن را نداشته ام.

کارگر بوکانی؛ قبل از این حادثه قوانین بین المللی کار را نمی دانستم

محبی می گوید؛ کارفرمای من تا کنون بسیار ناجوانمردانه در حق من عمل کرده است بارها از طریق کدخدایان، افراد صاحب منصب و معتمدین با او تماس گرفته شده اما هر بار با بهانه ای از پاسخ دادن سرباز می‌زند و حتی گاهی منکر این مسئله می‌شود که من به عنوان کارگر برای او کار کرده ام و هر بار بهانه ایی جور می کند تا حق من را پرداخت نکند.

او با بیان اینکه قبل از این حادثه ناگوار با قوانین بین المللی کار آشنا نبوده است، تصریح می کند؛ مطابق قانون بین المللی کار در صورت به کارگیری کارگران خارجی و عدم معرفی آنها به این اداره جریمه هایی برای کارگر و کارفرما لحاظ می شود. بنده حاضرم که از این نظر جریمه شوم اما حق و حقوق خود را کامل دریافت کنم اما آنها خودشان هم قانون را زیر پا می گذارند و قوانین بین‌المللی را در خصوص حقوق کار و کارگر رعایت نمی کنند. در چند روز گذشته یک کارگر اهل شهرستان روانسر که در اقلیم کردستان کار می کرد با افتادن از داربست فوت کرده است اما مطمئناً اداره کار کشور عراق به دلیل عدم معرفی این کارگر توسط کارفرما  حقوقی را به خانواده او پرداخت نمی‌کند.

عده ایی سودجو به نام من گدایی کرده اند/ از برخی رسانه ها گلایه مندم

کارگر ویلچر نشین بوکانی، پر انرژی اما دلشکسته است، او می گوید؛ در تمام مدتی که به ادارات مختلف رفته و درخواست خود را تحویل داده ام تا این لحظه پاسخ درست و روشنی دریافت نکرده ام حتی متوجه شدم در این مدتی که دچار ضایعه نخاعی شده ام، عده‌ای با سوءاستفاده از نام من و جمع آوری کمک های مالی به نفع خودشان گدایی کرده اند، به خاطر همین مسئله تاکنون نتوانستم به هر کسی جهت رسیدگی به حق و حقوق ضایع شده خودم اعتماد کنم.

او با گلایه از رسانه ها می گوید؛ همه رسانه ها و کانال های خبری تنها به خبر مرگ و معلولیت کارگران اشاره می‌کنند اما کسی پیگیر حق و حقوق ضایع شده کارگران و قوانینی که در این راستا باید اطلاع‌رسانی شود نیست. من تاکنون چند بار جلوی استودیوی دو تلویزیون اقلیم کردستان، "رووداو" و "کردستان ۲۴" رفته ام اما آنها برخورد انسانی با من نداشتند و عنوان کرده‌اند که موضوع شما یک موضوع تکراری است و ما آن را قبلا کار کرده ایم. اما این دو رسانه تاکنون پیگری نکرده‌اند که آیا حقوق خود را توانسته ام دریافت کنم یا خیر؟!

5 سال انتظار برای صدور کارت جامعه معلولین بوکان

کارگر بوکانی می گوید؛ بعد از ۵ سال معلولیت هنوز کارت جامعه معلولین به من تعلق نگرفته است و از بیمه معلولین نیز بی‌بهره مانده ام. بهزیستی بوکان هم در این راستا هیچ اقدامی برای من انجام نداده است. بارها به آنجا مراجعه کردم اما آنها می گویند؛ که هنوز نوبت شما نشده است.

او ادامه می دهد؛ بنده در نامه‌ای به فرماندار بوکان نیز این خواسته خود را مطرح کردم و نوشتم که" آیا بوکان کارخانه تولید معلولان را احداث کرده که بعد از ۵ سال هنوز یک کارت جامعه معلولین را از من دریغ می‌کنند؟"

محبی اضافه می کند؛ هرچند بیمه جامعه معلولین، بیمه خدمات درمانی است که مزایای چندانی ندارد حتی به کارت جامعه معلولین نیز مزیت خاصی تعلق نمی گیرد و تنها معرف عضویت در جامعه معلولین است اما من در اقدامی تلاش کردم تا به عنوان سرپرست جامعه معلولین شهرستان بوکان اسم نویسی کنم اما عنوان کردند که برای این کار حداقل باید دو سال از عضویت شما در جامعه معلولین به صورت رسمی گذشته باشد اما بنده پنج سال است که معلول هستم اما کارتی برای عضویت در این جامعه برای من صادر نشده است.

او می گوید؛ امیدوار بودم تا با سرپرست شدن جامعه معلولین شهرستان بوکان بتوانم انگیزه هایی در میان معلولین ایجاد کنم و نشاطی را به این جامعه بازگردانم ایده های فراوانی داشتم اما به دلیل بروکراسی های اداری این مورد نیز برای من میسر نشده است.

مشکلات مالی دامنگیر کارگر بوکانی شده است

او تاکید می کند؛ از وقتی که پاهایم جانی تازه گرفته اند رسیدگی به درمان ضایعه نخاعی، امید را در دلم زنده کرده  است، به خاطر همین در پیگیری به خواسته های حقوقی خود اصرار دارم، در غیر این صورت اگر میدانستم که بهبودی حاصل نمی‌شد به هر حال با معلولیت خودم کنار می آمدم اما وقتی می‌دانم که با یکسری اقدامات درمانی می توانم بهبودی خود را کسب کنم نسبت به گرفتن حقوقم امیدوارتر شده‌ام.

محبی می گوید؛ در حال حاضر هر روز باید فیزیوتراپی انجام دهم اما در بازگشت اخیرم از کردستان عراق دیگر به فیزیوتراپی نرفتم زیرا مخارج فیزیوتراپی برای من سنگین تمام می شود و پسر من در کلاس هفتم درس می خواند مجبورم که جهت تامین معاش و خرج تحصیل فرزندم درمان خود را قطع کنم و ترجیح می دهم که امروز خود را فدای آینده روشن فرزندم سازم.

کارگر بوکانی می گوید؛ بعد از افتادن از داربست در یکی از بیمارستان های شهر سلیمانیه تحت عمل جراحی قرار گرفتم و پلاتین در پشتم قرار گرفت به دلیل اینکه من توان پرداخت هزینه این عمل را که ۸ هزار دلار بود نداشتم، حکومت اقلیم کردستان این هزینه را پرداخت کرد. خوشبختانه در طول ۵ سال اخیر مجبور به عمل مجدد نشدم.

محبی ادامه می دهد؛ درمان من شامل فیزیوتراپی و کاردرمانی است که این امکانات در شهرستان بوکان وجود ندارد و یا امکاناتشان ضعیف است و بسیار مبتدی هستند. باید برای درمان به بیمارستان هلال احمر تهران مراجعه کنم و دکترها گفته اند که مراحل درمان نیز بسته به توانایی و قدرت بدنی من است این امکانات تنها در چند شهر بزرگ ایران همانند تهران، اصفهان و شیراز وجود دارد اما من به دلیل مشکلات اقتصادی نمی‌توانم به این مراکز درمانی مراجعه کنم. دکتر قسامی که یکی از بهترین فیزیوتراپیست های کشور است سه سال پیش در هلال احمر تهران نزد ایشان مراجعه کردم و پس از تست بدنی اعلام کردند که اگر مراحل درمانی در بوکان طی یک سال به اتمام برسد این مراحل در تهران طی ۶ ماه ممکن خواهد بود زیرا امکانات اینجا بیشتر و بهتر است.

کارگر قطع نخاعی هنوز امیدوار و شکر گذار است

او کارگری شکرگزار است و می گوید؛ خدا را شکر در حال حاضر با پول یارانه و ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان اهدایی بهزیستی گذران زندگی یک خانواده سه نفره را می کنیم. خانواده ام حامی و پشتیبان من هستند و برای رضایت خاطر من هر کاری انجام می دهند برای یک خانه درخواست کرده‌ بودم اما تاکنون جوابی دریافت نکرده ام و در حال حاضر در یکی از اتاق های منزل پدرم اقامت دارم و تمامی فعالیت‌های خانواده من در چارچوب همین یک اتاق انجام می گیرد

کمال محبی در پایان بیان می کند؛همانند سربازی که در سنگر به دفاع برمی خیزد از حق و حقوق خود دفاع می کنم و دوست دارم با گرفتن  حقوقم برای سایر افرادی که با مشکلی هم مانند مشکل من روبه‌رو هستند آسان کاری نمایم به هیچ عنوان از حق خودم گذشت نخواهم کرد.